جعفر بن أبى إسحاق دارابى كشفى

108

ميزان الملوك والطوائف وصراط المستقيم في سلوك الخلائف ( فارسى )

تمهيد دوم [ مسؤوليت ملوك در برابر خود ] و اما حالت دوم كه بندگان و سلاطين با خود دارند و به عدل ، احسان و ايتاء ذى القربى مأمور و از فحشاء ، منكر و بغى منهى مىباشند . پس معنى عدل در اينجا ، تحصيل نمودن معرفة اللّه و موحّد بودن و خداى را به صفات جماليه و جلاليه شناختن و عارف به نفس خود و به مبدأ و معاد و به دنيا و آخرت شدن و عالم به احكام حلال و حرام گرديدن است . و معنى احسان ، مرتكب شدن مر واجبات و اجتناب نمودن از محرمات و بالجمله اقدام نمودن بر تكاليف خداوند در جميع حركات و سكنات و از عهد تكاليف بيرون آمدن است . و معنى عطاى به ذى القربى ، رعايت نمودن حقوق جوارح و اعضاى خود و مراقب نمودن دل خود است و حفظ حواس ظاهره و باطنه و استعمال نمودن هريك را در امر و نهى خداوند و تضييع ننمودن آنها . و معنى فحشاء و منكر و بغى ، افعال و اقوال و احوال ناپسنديده و ناشايست و نابايست است كه از آنها حجاب ، ظلمت و بعد از خداوند و تيرگى دل كه نبايد در بندگان خصوصا در سلاطين باشد به هم مىرسد و بالاخره امر اين كس را به كفر ، جحود و سلب ايمان منجر مىگرداند . مثل دروغ ، غيبت ، بهتان ، دشنام ، فحش ، زنا ، فسق ، فجور ، ظلم ، كفران ، خشونت ، غضب ، حرص ، حسد ، كبر ، عجب ، بدخوئى ، تندى ، جور و امثال اينها و در اين صورت تمام بندگان مكلّف مىباشند و لكن در حق سلاطين اوجب و اهمّ است .